الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
202
الغدير ( فارسى )
رجال خود مىنويسد كه او را ديدهام ، جز اينكه تأليفات ابو احمد جلودى بصرى ( م 432 ) را با يك واسطه از او روايت مىكند كه شيخ ابو عبد اللّه حسين بن عبيد اللّه غضائرى ( م 411 ) مىباشد . در اين صورت ، شاعر ما عبدى از مشايخ غضائرى است كه در سلسلهء اجازات نامى معروف و شهرتى بسزا دارد و از اساتيد محدثان است و در جلالت قدر شاعر و توثيق و مهارت او در علم حديث ، همين بس كه شيخى سترگ چون غضائرى از او روايت مىكند . و اما در فن شعر ، بىترديد از شهسواران خطهء سخن است كه پرچم فصاحت بر سر هركوى و برزن افراخته و با علم بلاغت در ميدان شعر و ادب تاخته ، كلمات شاهوارش در صفوف فشرده منظم و قصايد آبدارش چون درج گهر منتظم ، و نامش در الفباى رجال « 1 » و ادب مذكور و شعرش در معاجم ادبى مسطور است . در مدح و ثنا ، و سوك و رثاى اهل بيت ، فراوان شعر سروده و خوب هم از عهده برآمده است و در ستايش آنان ، چنان داد سخن داده و بىپروا به ميدان دشمن تاخته كه ابن شهر آشوبش از جانبازان و مجاهران شعراى اين خاندان شمرده است . اشعار او را ، از مديحه و ماتم ، علامهء سماوى در يك دفتر جمع آورده و از 2200 بيت افزون آمده است . بيشتر چكامههايش گواه سخندانى و سند پيشتازى او در فن معانى و دليل نقشآفرينى او در نكتهسنجى و قافيهپردازى است ، چونان كه از بضاعت وافرش در علم و دانش و مهارت و بصيرتش در فن حديث خبر مىدهد و اينكه هرچه داشته ، در راه نشر فضايل خاندان رسول بذل كرده ، حقايق و واقعيات پشت پرده را از اينجا و آنجا در شعر خود گرد آورده و آنچه در كتاب خدا و سنت پيامبر يافته در نصرت مذهب حق انتشار داده و همگان را به شاهراه هدايت خوانده است . از اينرو ، شعرش نهتنها از خيالپردازى به دور است ، بلكه بايد گفت : زبان استدلال و مخاصمه داشته و شواهد و اسناد گوياى مذهب علوى اوست .
--> ( 1 ) . مانند : رجال نجاشى 171 ؛ انساب مجدى ؛ معالم العلماء ؛ ايضاح الاشتباه علامهء حلى ؛ مجالس المؤمنين 464 ؛ رياض العلماء ؛ رياض الجنة ، روضهء پنجم ؛ تنقيح المقال : 2 / 286 .